الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
180
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
آگاه است ، يكتايى و قدرت را خاص خود ساخته و خواست ، اراده ، قدرت و علم را به آنچه هست ، پيش برده ، ( 1 ) نه معارضى در چيزى از امر خود دارد و نه همتايى با او برابرى مىكند و نه مخالفى كه با او بستيزد و نه همنامى كه شبيه او باشد و نه همانندى كه انبازش گردد . نه كارها بر او احاطه مىكنند و نه حالتها بر او جارى مىگردند و نه حوادث بر او واقع مىشوند و نه توصيف كنندگان قادرند كه حقيقت عظمتش را بيان كنند و نه مقدار جبروتش بر دلها خطور مىكند ، زيرا او را در اشيا چيزى برابر نيست و نه علما با خردهايشان ادراكش مىكنند و نه اهل تفكر با تفكرشان ، مگر با تحقيق و اعتقاد به غيب كه او به چيزى از صفات مخلوقين وصف نمىشود و او يكتاى بىنياز است . آنچه در اوهام تصور شود ، خلاف آن است . ( 2 ) پروردگار نيست آنكه در تحت هدفى مطرح شود و معبود نيست آنكه در هوا يا در غير هوا يافت شود ، او در اشيا موجود است نه وجودى كه ممنوعيتى در آن بر او باشد و از اشيا دور است نه آن دورى كه از آنها غايب باشد . توانا نيست آنكه به ضد او مقارن و يا به همانندى برابرش گردد . قديمى بودنش در قياس به روزگار نيست و حضورش ناحيهاى را در بر نمىگيرد . از خردها به آن گونه پوشيده است كه از ديدهها و پوشيده بودنش از آنكه در آسمان است به همان گونه باشد كه از اهل زمين ، قرب وى كرامت بخشيدن اوست و دوريش اين است كه كسى را بىارزش سازد ، ( 3 ) نه در مورد او « در » جايى دارد و نه « هرگاه » زمانش را مشخص مىكند و نه « اگر » دربارهاش اثر مىگذارد ، بالا بودن وى بدون بالا رفتن و آمدنش بدون نقل مكان كردن است . مفقود را موجود مىسازد و موجود را مفقود مىنمايد و براى غير از او در يك زمان اين دو صفت فراهم نمىآيند . ايمان به موجود بودنش ، از او به فكر مىرسد و وجود ايمان ، وجود وصف نيست . صفتها به او وصف مىشوند نه